اگر روی زمین نبودیم شایدبیشترعمرمیکردیم!!

همیشه دوست داشتم بدونم اگه پام به سیارات دیگه برسه چندساله یا چندکیلومیشم؟!

سن و وزن ما درسیارات دیگه اندکی یاخیلی زیاد با آنچه که دراین سیاره آبی وسبزهست متفاوت خواهد بود!!این تفاوت به دلیل اختلاف دردوره گردش سیارات مختلف به دورخورشید و نیزبه علت متفاوت بودن جرم وچگالی سایرکرات است.

بنابراین شمادرسیارات دیگرسبکترخواهیدبود یاسنگین تر...پیرتریاجوانتر!!

شمامی توانیدبه این سایت  بروید و با وارد کردن تاریخ تولدتان(به سال میلادی) سنتان را درسایرسیارات منظومه شمسی بدانید.

بااین سایت هم میتوانید وزنتان رادردیگرسیارات پیداکنید.البته به یاد داشته باشیدکه درابتداباید وزنتان رابه پوندتبدیل کنید(یک پوند = ٠.۴۵کیلوگرم)

 

/ 18 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منصوره

آبجی آبجی من که میدونم ما تنها نیستیم ![ابرو] از ما گفتن بود حالا یکی باید پیغام مارو برسونه دستشون[خمیازه]

ماهک

باز يه مطلب جديد ازت ياد گرفتم[قلب] مرسيييييييي[گل]

امین

پستتان را نشد بخوانم...آمدم در مورد لینک تشکر کنم...نمی دانم در این جور موارد که کسی اجازه می گیرد برای لینک چه کار باید کرد! بر می گردم...امیدوارم! یا علی مددی...

لیلا

کسی به سوک نشست و در مصیبت آن روزهای خوب گریست کسی نمی داند که پشت پنجره آواز کیست می اید که کیست می خواند کسی به سوک نشست که سوکوار جوانی ست سوکوار امید و سوکوار گذشتن و برنگشتن هاست کسی نمی داند که پشت پنجره رودی ست در سیاهی شب چرا نسیم چرا آن نسیمروحنواز میان برگ درختان نمی وزد امشب ؟ همیشه تنهایی در آستانه وحشت در آستانه تب کسی سراغ مرا از کسی نمی گیرد که هستیم تنها در انعکاس صدایی ز دور می اید و در سیاهی شبها رسوب خواهد کرد هنوز می گذرم نیمه های شب در شهر مگر که لب بگشاید به خنده پنجرهای کجاست دست گشاینده ؟ خواب سنگین است مرا به یاد بیاور مرا ز یاد مبر که انعکاس صدایم درون شب جاری ست کسی نمی داند که در سیاهی شب دشنه ای ست در پشتم که در سیاهی شب خنجری ست در کتفم مرا ندیدی دیگر مرا نخواهی دید که پشت پنجره سرشار از سیاهی شب که پشت پنجره آواز دیگری جاری ست میان خلوت خاموشی شب دشمن بخوان زمزمه آواز سکوت را بشکن چرا فراموشی ؟ چگونه خاموشی ؟ به گوش خویش مگر بشنویم این آواز که عاشقان قدیمی دوباره می خوانند مرا به نا

لیلا

عزیزم هرگز بامن قهر نکن که طاقت قهر دوستان رو ندارم راستی عزیزم قالب وبلاگت بهم ریخته می دونی ؟

محمدامین

توی عمق ِ شب ِ جاوید ؛ وقتی که چشام تورو دید شب ِ من رنگ ِ سحر شد ؛ اون چشات دلم رو دزدید عشق ِ من ، ای عشق ِ برفی!! من و تو رو به بهاریم چون حالا با فصل ِ سرما ؛ ما دیگه کاری نداریم دیگه شوکران نمی خوام ؛ تو بده اعجاز ِ تازه با چشات جادوگری کن؛ آخه چشمات ســـِـحر ِ نازه من و تو جنس ِ حقیقت ؛ عشقمون بهم زیاده گور به گور شه شهر ِ قصه ؛ اگه عشق به قد ِ یاده تو ترانه ی مجسم ؛ تو مثه حرمت ِ آبی استعاره کم آوُردم ؛ تو خودت تشبیه نابی

مهدی محجوب

من در اغلب کرات منظومه شمسی، پیرمردی هستم بسیار لاغر!