سهم من ازآسمان2

همیشه سرم به حساب وکتابهای بانکی گرم بودو از زمان کودکی ام تاحالااین طور به آسمان وستاره هانگاه نیانداخته بودم.کمی که دقت کردم, دراطرا ف آن, ستاره های کم نورتری را هم تشخیص دادم.انگاراول کور بودم وآنهارانمی دیدم , اما حالا وقتی سرم رابرمی گردانم وپس ازمدتی دوباره به آنجانگاه می کنم ستاره های ریز را هم خیلی زود میبینم(اینطورغافلگیرکردن خودم برایم سرگرم کننده بود).پس ازآن , سعی کردم تمام توانم رابراین بگذارم تاببینم چندستاره رامیتوانم دراین محدوده ی کوچک ازآسمان بشمارم.درتمام آن محدوده ,به دنبال کم نورترین ستاره هایی که میتوانستم ببینم گشتم وجای آنهارا_نسبت به بقیه_حفظ کردم تادوباره نشمارمشان.ازمجموعه ی ستاره هاطرح هایی مربع, مثلث ولوزی در ذهنم ساختم و برایشان اسم گذاشتم.

قدری به خودم استراحت دادم; پلک هایم رابستم وبه فکرفرو رفتم.وقتی دوباره چشم بازکردم , ستاره ی  پرنوربه لبه ی سمت راست پنجره نزدیک شده بود.اشتباه نمیکردم; آنها به آرامی حرکت میکردند! به وجدآمده بودم. حالا میتوانستم ستاره های بیشتری راکه ازسمت چپ مهمان روزنه ی امید می شدندبه حضوربپذیرم.طرح های ستاره ای جدیدی در راه بودند.مجبور بودم طرح های درشت تری را(فراتر ازمثلث ومربع)سوا کنم ونامگذاری را روی آنها انجام بدهم.

نمیدانستم آیا این همان چیزی است که به آن صورت فلکی میگویند یااینکه اصلا چیزدیگری است.امااگرهمان باشد, من صورتهای فلکی انحصاری خودم رامیساختم وکاری به نامگذاری دانشمندان نداشتم(آنهاهرچه میخواهندبگویند به هرحال ستاره هامال همه ی مردم اند; چه دانشمندوچه بی سواد!!)...

پ.ن:هنوزیه قسمتش مونده :)

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه

سلاااام.اینم از آدرس!!:asemoonekavir.persianblog.ir گفتم نکنه پاک شه دوباره نوشتمش!!!امتحانا هم بد نبود.تو چطوری؟تورو خدا این داستان رو بنویس دیگه.خودتو جای ما بذار اگه یه داستانو این جوری بخونی چه قدر لذت می بری؟معلومه داستان قشنگیه.خیلی ممنونم که نوشتیش.من اشتراک نجومم تموم شده.و این داستان رو از دست دادم.اما واقعا خیلی خوشحال شدم که تو نوشتیش.:)

بی وتن

در شهر ما شعار این است: و دیگر آسمان را نخواهی دید...

روی رد رویاها ...

بغض هایم را به ابرها می دهم و قلبم را از نام تو پر می کنم باران که ببارد آواز قلبم شنیدنی است!!!!

حمیده

سلام مریمی! دچار کسوف و خسوف شدی؟ رویت نمیشی چرا این طرفا؟[ناراحت]

ققنوس!

ای وای! این حمیده من بودم ها!

ترانه ی خلقت

به نام خدا و بیاد آرید هنگامی که عهد گرفتیم از شما که خون یکدیگر نریزید و یکدیگر را از خانه و دیار خود نرانید پس بر آن عهد اقرار کرده و گردن نهادید و شما خود بر آن گواه می باشید (84) سپس با این عهد و اقرار باز شما به همان خوی زشت اسلاف خود می باشید که خون یکدیگر می ریزید و گروه ضعیف را از دیار خود بیرون می کنید و در بد کرداری و ستم بر ضعیفان کمک و پشتیبان یکدیگر هستید و هر گاه اسیرانی بگیرید برای آزادی آنها فدائیه می طلبید در صورتی که به حکم محققآ شما را حرام خواهد بود. چرا به برخی از احکام کتاب ایمان آورده و به بعضی دیگر کافر می شوید؟ پس جزای چنین مردم بدکردار چیست به جز ذلت و خواری در زندگی این جهان و سخت ترین عذاب در روز قیامت و خدا غافل از کردار شما نیست (85) اینان همان کسانند که متاع دنیا را خریده و ملک ابدی آخرت را فروختند پس در آخرت عذاب آنها تخفیفی نیابد و هیچکس به آنها یاری نخواهد کرد(86 کتاب آسمانی سوره بقره ___________________________________________________________ "برای دوری از اسلام جعلی و جهل مذهبی به کتاب آسمانی رجوع کنید"

مرتضی (حمزه زاده)

شرمنده که چند وقته آپ نکردم. از یه طرف امتحانات و از طرف دیگه مسائل اخیر باعثشه دم پوریا گرم که همه جا هست.

عطیه

سلام وبلاگ جالبی دارید و پر محتوا امیدوارم همیشه آسمونی باشید خوشحال می شم ب وبلاگ منم سر بزنید[لبخند][نیشخند] ممنون[گل]

فاطمه

میگم که تو هیچ وقت قصه تعریف نکن برا بچه ات [چشمک]

محسن مرادی

تشکر وقدردانی از همه دوستان http://mohsenmoradi1.persianblog.ir/